Taniasecret's Blog

Just another WordPress.com weblog

An Ultra Vision

When I open my eyes every day to what is happening and what is going on around me, to the same daily slow passing routine of going nowhere, doing nothing important, and hearing the same recurring daily question of: what should we do to fix everything?…I feel helpless…I feel hopeless…my gaze at nowhere never ends…I have no answer to others’ questions…the list of “if” sentences burden my shoulders so heavily that I feel, it can no longer hold my head on top… I lay my head back on the sofa…close my eyes…and wish that time stops there…at the same moment…ah..Dear God…I wish you hold me tight and tell me that it’s alright…or tell me somehow that You will put an end to the sufferings…or you will finally take my soul and let it rest in heavens in peace… God I wish those days… that I would never open my eyes again…I wish I would never be forced to see again all that pain and bewilderment in everybody’s’ eyes…of the uncertain tomorrow…or see their hopes crashed to the ground more day after day……..
And days go by…day after day…and nothing of that happens…those hopeless wishes of eternal peace I had the other day never comes true…then I start looking more closely…after all, what I have plenty of these days is free time… I take a distant position from where I’m standing… I check my problems as an outsider…it’s only then that I see My dearest, my love, my God…what greater gifts you are pouring into your humble servant’s life…you are keeping my mind busy with small,trivias issues that seem so large to me at the time…while you are polishing my soul with such delicacy that I can hardly feel or understand but the divine heat of that polishing act brings me so close to you…so close that I feel you like I never did before…it’s only then that I know what I really missed, was You, and…God… how much I missed you…and how much I need you…I feel I’m so blessed to be allowed to get close to you that much to feel the warmth of Your love again………..
And…I open my eyes…to the TV news that talks about all the miseries people have around the world…from hunger…wars…earthquakes….etc…I say thanks God we face less challenges…i feel strong again, the entire burden has disappeared from my shoulders…I can hold my head high again…the problem is still there but I see it differently now, I see it as a bless…and more confidently I say…don’t worry kids…for sure we will get out of this…we will pass this one too…Tomorrow is another day…

 

April 25, 2010 Posted by | self-help | Leave a comment

نقاط عطف زندگی

انسان همواره در زندگی خود دچار تغییر و تحول می شود، این تغییرات گاهی آنقدر سریع اتفاق میافتند که فرصتی برای بررسی و ابرازعکس العمل مناسب باقی نمیگذارند، تغییرات ناگهانی چون باعث شکسته شدن کامل روند دائمی زندگی میشوند، عکس العمل بسیار متفاوتی با زمانی که این تغییر کوچک است دارند. برای نمونه تغییر ناگهانی کوچک را می توان به ضرر مالی کوچک و تغییر ناگهانی بزرگ را به زلزله یا سونامی تشبیه کرد. بهرحال اگر با دید گسترده تری به این تغییرات ناگهانی بنگریم آنها لازمهٔ ایجاد تحول در زندگی افراد هستند. گاهی باقی ماندن انسان بطور ثابت و در وضعیتی خاص باعث در جا زدن او از لحاظ روحی، معنوی، اجتمایی، شغلی و یا اقتصادی می شود. بعضی از این تغییرات افراد را دچار وحشت و هراس شدیدی میکند اما در دراز مدت ثمره مفید و واقعیی خود را به نحوی آشکار میکند که خود این افراد سپاس گذار آن تغییر میشوند. به این تغییرات نقاط عطف زندگی میگویند.
طبیعت انسان تمایل به ثبات در وضعیت موجود دارد، حتی اگر آن وضعیت برای او ناخوشایند باشد. اما چون هدف از خلقت خو کردن و انس گرفتن به یک وضعیت نیست، و حرکت لازمهٔ رشد است تغییر الزامی میشود. این تغییر بنا به اندازه خو گرفتن انسان به وضعیت موجود شدت و ضعف دارد.هرچه بیشتر به وضع موجود خو کرده باشیم شدت تغییر بیشتر است. برای مثال از دست دادن شغل، یک ارتباط، یا یک شی گرانبها جزو تغییرات کوچک هستند که ممکن است برای هر فردی در سال چند بار اتفاق بیفتند و معمولا برای کسانی اتفاق میافتد که آمادگی تغییررا تا حدودی در ناخود آگاه خود داشته اند و تنها نیاز به یک تلنگر برای حرکت به جلو داشته اند. اما تغییرات بزرگ که ضربه های روحی، جسمی، و یا مالی شدید به انسان میزنند معمولا زمانی اتفاق میافتند که خو کردن انسان به امنیت و دوام این ثبات بیشتر باشد. در زندگی این افراد مشکل حادی دیده نمی شود اما احساس دلزدگی و دل مردگی میکنند، و به هیچ وجه حاضر به حرکت و رشد معنوی نیستند، اما ناگهان یک حادثه یا یک اتفاق آن هارا دگرگون میکند و با وضیعتی مواجه میکند که بی سابقه است، و آن هارا وادار به حرکت میکند.

گاهی تغییر آنقدر شدید است که فرد را دچار شوک میکند. عکس العمل انسان به این گونه تغییرها تعیین کنندهٔ مدت دوام روند این تحول است. هر چه انسان سریع تر حرکت درست و لازم را انجام دهد از آن نقطه ی عطف به سلامتی میگذرد و رشد لازم را میکند. اما اگر باقی ماندن او در حالت شوک و در ماندگی طولانی تر شود وضع به همان منوال برای مدت طولانی تری باقی میماند. و تنها با متصل شدن به منشأ اصلی وجود یعنی خدا میتوان به این تحول سرعت بخشید.

این نوع از تغییرات ناگهانی برای بعضی از افراد به هیچ وجه قابل تحمل نیستند، مخصوصا اگر با خالق هستی ارتباط روحی نزدیکی برقرار نکرده باشند تا شعله ی امید را در دل آنها زنده نگاه دارد، لذا نا امیدی بر آنها چیره میشود و آن هارا به سمت الکل، مواد مخدر، و یا حتی خودکشی سوق میدهد. اما کسانی که ذره ای ایمان به خدا دارند نور امید دلشان را روشن میکند و خیلی زود از وضعیت موجود رهایی مییابند، و همه کائنات به دستور خداوند دست به دست هم میدهند تا او را از وضعیت موجود نجات دهند.

این دو نوع از تغییرات همانطور که گفته شد لازمهٔ رشد انسان است، زیرا هدف از خلقت رشد و تعالی روح انسان است، و لازمهٔ این تعالی اموختن صبر و تحمل است، لذا ثباتی در کار دنیا نیست، و بقول قدیمی ها به ثبات این چرخ گردان امانی نیست. انسان ناگزیر در همهٔ مراحل زندگی با این نوع تحولات مواجه خواهد بود، لذا باید آنها را چون نقاط عطفی بداند که لازمهٔ رشد و تحول اش است و با روشن نگاه داشتن شعلهٔ امید در دل خود، و پیشه گرفتن صبر و تحمل، تلاش کند تا تغییر را ابتدا بپذیرد، سپس سعی کند تا بر اثر شوک کننده آن  غلبه کند و از آن وضعیت خارج شود د، ر حالی که درس خود را از آن تحول آموخته است. زیرا هر کدام از این نقاط عطف حامل پیامی برای رشد هستند، و با اینکه این تحولات در ظاهر گاهی غیر منصفانه و نا عادلانه به نظر میآیند، اما در دراز مدت ثابت می شود که حاوی هدفی والاتر بوده اند.. 

در نهایت می توان تغییرات کوچک و مداوم را که هر ساله با آنها مواجه هستیم به مانند فشار لایه های زمین طیّ سالهای متمادی بر روی ذغال سنگ برای تولید الماس خالص، بی شائبه و گرانبها دانست.
اما تغییرات شدید را میتوان همچون کوه آتش فشانی دانست که به یکباره و به طور ناگهانی فوران میکند، و پس از خاموش شدن و سرد شدن گداخته ها معادن وفلزات ناب و بی شائبه بجای می گذارد.

October 8, 2009 Posted by | self-help | Leave a comment

Hope

We as Muslims….No, Pardon me it was a Wrong Start.. I think it’s wrong to start a sentence like that, because Muslims, Jews, Christians, Buddhist, unbelievers or people from any tribe, sector or believe, are not good prototype or examples of what that religion, belief or ideology is trying to say. We can hardly find someone who completely abides by their ideology’s rules and instructions, most people are eclectic they choose what suits their life style and leave the other instructions aside.

Continue reading

October 2, 2009 Posted by | self-help | 2 Comments